خرید بک لینک
فرهاد می خواند: "بوی عیدی، بوی توت، بوی کاغذ رنگی/ بوی تند ماهی دودی وسط سفره نو/ بوی یاس جانماز ترمه مادربزرگ/ با اینا زمستونو سر می کنم/ با اینا خستگیمو در می کنم/ شادی سکشتن قلک پول/ وحشت کم شدن سکه عیدی از شمردن زیاد/ بوی اسکنان تا نخورده لا کتاب ..." قضیه سر عید نیست. قضیه سر آن است که "کودکان

برچسب: نویسنده: امیر موسوی‌پور تاريخ: پنجشنبه 8 تير 1396 ساعت: 12:12

حقیقت آن است که نوشتن برای من کار راحتی نیست. با این که در ظاهر خیلی بی دردسر به نظر می رسد گاهی برای درآوردن یک نوشته 200 لغتی انواع و اقسام استرس ها را تجربه می کنم، تا مرز دیوانگی پیش می روم و بعضی اوقات سرم را هم به دیوار می کوبم. توی حالت های خوب، مثل شخصیت های فیلم ها که در نهایت از پس آن "چی

برچسب: نویسنده: امیر موسوی‌پور تاريخ: پنجشنبه 8 تير 1396 ساعت: 12:12

نمی دانم ناشی از ترس است یا یک نوع مورمور شدن وسواس گونه، به هر حال هر چه که باشد تحملش را ندارم. وقتی چشمم به عکس چاپ شده آدم های مرده توی روزنامه ها، اعلامیه ها یا حتی سایت ها می افتد فورا باید آن عکس را از جلوی چشمم دور کنم. احساس ناخوشایندی بهم دست می دهد و اوضاع وقتی بدتر می شود که آن آدم موقع

برچسب: نویسنده: امیر موسوی‌پور تاريخ: پنجشنبه 8 تير 1396 ساعت: 12:12

یکی از وجهه های نه چندان خوشایند خبرنگاری همان قسمت "مثل سگ دنبال توپ بدو" اش است. در این تشبیه خبرنگار بدبخت یک سگ است و مسئولان همان توپی هستند که به هیچ وجه دلشان نمی خواهد گرفته شوند! باید التماس کنی، پشت سر هم تماس بگیری، به دروغ بگویی نمی خواهی علیه کسی چیزی بنویسی، یا توی اداره ها چاپلوسی ر

برچسب: نویسنده: امیر موسوی‌پور تاريخ: پنجشنبه 8 تير 1396 ساعت: 12:12

می خواهم کشاورز شوم.

دروغ نمی گویم.

کاملا جدی هستم.

البته از آن نوع مدرن و با کلاسش.

هر روز صبح از خواب بیدار می شوم، گزارش می نویسم و درس می خوانم و در این میان به دنبال راهی می گردم که بتوانم کشاورز شوم!

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم فروردین ۱۳۹۶ساعت 9:52 توسط ميم سينآ |

برچسب: نویسنده: امیر موسوی‌پور تاريخ: پنجشنبه 8 تير 1396 ساعت: 12:12

من مخالف این نیستم که از طریق مطبوعات می توان اثرگذاری داشت ولی حداقل ما جایی زندگی نمی کنیم که رسانه ها قدرت خاصی داشته باشند. و من خبرنگار نیستم برای اینکه می خواهم دنیا را تغییر دهم فقط به دلیل آن است که 21 ساله هستم، نباید از پدر و مادرم انتظار داشته باشم بهم پول تو جیبی بدهم و باید خرج خودم را

برچسب: نویسنده: امیر موسوی‌پور تاريخ: پنجشنبه 8 تير 1396 ساعت: 12:12

چرا باید روز جانباز، کارگر، معلم، شیراز و ماما، همه و همه با فاصله کمی در یک هفته قرار گرفته باشند؟ آخر چرا تقویم هم جوری چیده شده که ثابت کند من بدبختم؟

+ نوشته شده در دوشنبه چهارم اردیبهشت ۱۳۹۶ساعت 9:41 توسط ميم سينآ |

برچسب: نویسنده: امیر موسوی‌پور تاريخ: پنجشنبه 8 تير 1396 ساعت: 12:12

به احتمال99 و 75 صدم درصد از کارم اخراج می شوم.

به دنبال راهی برای محو شدن می گردم پیش از اینکه مادرم از روی زمین محوم کند!

+ نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم اردیبهشت ۱۳۹۶ساعت 19:56 توسط ميم سينآ |

برچسب: نویسنده: امیر موسوی‌پور تاريخ: پنجشنبه 8 تير 1396 ساعت: 12:12

من آدم انزوا طلبی هستم، در ارتباط با دیگران مشکل دارم و اکثر اوقات از نظر ظاهری به حدی خسته و آشفته به نظر می رسم که بقیه فکر می کنند بیمار هستم. تقریبا تمام طول عمرم همین طور بوده ام. یک جورایی گویی افسردگی مداومی داشته ام که در سال های اخیر به خیلی زیاد شدت پیدا کرده و زندگی ام را تحت تاثیر قرار

برچسب: نویسنده: امیر موسوی‌پور تاريخ: پنجشنبه 8 تير 1396 ساعت: 12:12

به نحوی کارم در عرصه کشاورزی را شروع کرده ام. اما این شروع کار چندان دلپذیر نبوده چرا که به علت عادت نداشتنم به کارهای بدنی در طی این چند ماه چندین بار تا حد مرگ ضعف کرده ام. پدرم مدام بهم می گوید کسی که با کمی کار این طور رو به موت می شود چه طور می خواهد کشاورز شود؟ و جواب من هم آن است که بلاخره ب

برچسب: نویسنده: امیر موسوی‌پور تاريخ: پنجشنبه 8 تير 1396 ساعت: 12:12

صفحه بندی